تبليغاتX
اتاق آبی من
...حرفایی با زبون عکسام...

 

این همکار کوچولوی منه...

 که اینجا منه آدم بزرگ ازش خواستم خودشو بزنه بخواب تا این عکس و ازش بگیرم...

اونم این بازی و واسم انجام داد و مثه ی فرشته ی کوچیک مثلاْ خوابید...

هر وقت این عکسشو کسی می بینه با زبون شیرین و کودکانش توضیح میده که: من اینجا خواب نیستما مثلاْ...

دنیاشو دوست دارم.همه غصه هاش با ی لپ لپ میشه ی عالمه شادی. 

 

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 21:58 | لينک  |