یکشنبه پنجم آذر 1385
...!
نوشته شده توسط الهام در ساعت 14:38 | لينک
|
پنجشنبه دوم آذر 1385
سلام...
ی عالمه مرسی از نظرایی که همچنان می زارین... ![]()
راستش ی مدته که اکنونم هیچ رنگی نداره .بعد از ی بازه رنگی و پر از عکس بودن الان چیزی واسه ثبت کردن ندارم.خیلی میخواستم که حتما تو سالگرد وبلاگم بیام و بترکونم... ولی دقیقا چند روز قبلش چیزی پیش اومد که همه چیمو خراب کرد...
شکستم.یعنی شکستنم... ![]()
ولی من نمیخوام اینطور باشم و با شکستن هم تلافی نمی کنم .حتما پا می شم و انقدر بزرگ می شم که با دیدن و شنیدنم بشکنن...
مهم اینه که خدا دوستم داره و اینو بهم ثابت کرده... ![]()
بزودی هم ی نمایشگاه دارم که فعلا درگیره کارای اونم . واسه همین شاید کمتر بیام اینورا که بابتش پیش پیش معذرت می خوام...
مرسی...
نوشته شده توسط الهام در ساعت 17:39 | لينک
|
