تبليغاتX
اتاق آبی من
...حرفایی با زبون عکسام...

 

...!

نوشته شده توسط الهام در ساعت 14:38 | لينک  | 

سلام...

ی عالمه مرسی از نظرایی که همچنان می زارین...

راستش ی مدته که اکنونم هیچ رنگی نداره .بعد از ی بازه رنگی و پر از عکس بودن الان چیزی واسه ثبت کردن ندارم.خیلی میخواستم که حتما تو سالگرد وبلاگم بیام و بترکونم... ولی دقیقا چند روز قبلش چیزی پیش اومد که همه چیمو خراب کرد...

شکستم.یعنی شکستنم... 

 ولی من نمیخوام اینطور باشم و با شکستن هم تلافی نمی کنم .حتما پا می شم و انقدر بزرگ می شم که با دیدن و شنیدنم بشکنن...

مهم اینه که خدا دوستم داره و اینو بهم ثابت کرده...

بزودی هم ی نمایشگاه دارم که فعلا درگیره کارای اونم . واسه همین شاید کمتر بیام اینورا که بابتش پیش پیش معذرت می خوام...

مرسی...

نوشته شده توسط الهام در ساعت 17:39 | لينک  |